سرگرمیشعر و مشاعره

مشاعره الفبایی حرف خ

5
(3)

خـدا مـرا به فـــراق تـــو مبتلا نکند

نصیب دشمن ما را نصیب ما نکند

ادیب نیشابوری

خدا گر ز حکمت ببندد دری

ز رحمت گشاید در دیگــری

سعدی

خــــدا را بر آن بنــده بخشایش است

که خلق از وجودش در آسایش است

سعدی

خـــــدا آن ملتـــی را ســــــروری داد

که تقدیرش بدست خویش بنوشت

اقبال لاهوری

خانه قرض دار هر جا هست

ملک الموت را نظـر گاهست

مکتبی

خنده بدمستی است در ایّام ما هشیارباش

محتسب بو می کند این جا دهــان پسته را

طالب کاشانی

خنـده کن خنـــده چو سوری ز طرب بـــا دلبــر

مست شو مست، چو نرگس به چمن بادلدار

رهی معیّری

خاک من زنده به تأثیر هوای لبِ توست

سازگـــاری نکنـــد آب و هـــوای دگــــرم

سعدی

خونــابـــه فرستنـــد بهم چشم و دل مـــن

چون کاسه که همسایه به مسایه فرستد

فضلی جرفادقانی

خواهم من از خدا به دعا صد هزار جان

تـــا صـــد هــــزار بـــار بمیرم بــــرای تـو

هلالی جغتائی

خط سبزی به رخ سبز، مرا کرد اسیر

دام همرنگ زمین بــود، گرفتـار شدم

غنی کشمیری

خنــده ها بـر لب مـن بــود و کس آگــاه نشد

زین همه درد خموشانه که بر جان من است

مهدی سهیلی

مطالب مرتبط پیشنهادی:

شعر با د

شعر با ح

برای مشاهده اشعار با حروف دیگر به صفحه مشاعره الفبایی مراجعه کنید.

از نظر شما این مطلب چقدر مفید بود؟

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 3

برای این مطلب امتیازی ثبت نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا