اشعار حافظشعر و مشاعره

غزل شماره 207 دیوان حافظ : یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

0
(0)

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود

دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد
عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود

آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود

بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود

راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود

تعبیر غزل شماره 207 حافظ در فال شما :

در گذشته غرق شده اید و افسوس آن را می خورید اما حسرت خوردن فایده ای برای شما ندارد، تجربه هایی که از گذشته کسب کرده اید را به خاطر سپرده و بقیه چیزها را فراموش کنید تا در مسیر موفقیت گام بردارید.

از راهنمایی و تجربه افراد با تجربه و والدین خود بهره بگیرید، خودتان را برای آینده درخشان آماده کنید زیرا روزهای خوشی در راه است و فقط به کمی پشتکار و تلاش نیاز دارید.

 

برای مشاهده بیشتر اشعار حافظ کلیک کنید.

 

از نظر شما این مطلب چقدر مفید بود؟

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

برای این مطلب امتیازی ثبت نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا